شهربابک
شهربابک یکی از شهرستانهای جنوب شرقی ایران است . که مردمی سخت کوش و باهوش دارد .
شهربابک در ایران مانند ایران در میان جهان است .(حق خیلی بیشتر از اینها را دارد ولی به دلیل بعضی چیزها جایگاه اصلی خود را از دست داده است و به امید خدا به زودی جایگاه خود را پیدا میکند.)
برای دیدن مطالب این بخش به ادامه ی مطلب (پایین همین قسمت)بروید .
نظر یادتان نرود و ممنون از حضور گرمتان . به امید دیدار دوباره 
شهربابک در یک نگاه
معرفی شهرستان شهربابک
شهربابک یکی از شهرستانهای تاریخی استان کرمان میباشدکه در فاصله ۲۴۰ کیلومتری از مرکز استان قرار دارداین شهرستان در مسیر جاده ترانزیت تهران - بندرعباس و در ابعاد نزدیکتر بین یزد و سیرجان واقع شده است . وجود آثار تاریخی همچون شهر صخره ای میمند با بیش از ۴ هزار خانگی سنگی دستکند که در دل کوهستان کنده شده قدمت شهربابک را به ۱۲۰۰۰ سال قبل می رساند این شهرستان در گذشته شهری آباد و به روایتی محل تولد بابک بنیانگذار سلسله ساسانی بوده مراجعه به اسناد تاریخی حکایت از ویرانی این شهر بر اثر حوادث طبیعی ٬ جنگهای مختلف ٬ هجوم اعراب ٬ افغانها و مغولها دارد . اما نکته جالب توجه این است که این شهر علیرغم تحمل تمام سختی های و ویرانیهای گذشته و پس از هر بار ویرانی مجددا توسط مردمان سخت کوش آن بنا شده و پس از هر ویرانی همچون حمله مغولها و افغانها شهری جدید برروی ویرانهای شهر قدیم بنا شده است . وهرگاه که تاریخ و تمدن در ایران اهمیت پیدا کند کاوشگران آثار تمدن های قدیم را از دل خاک بیرون خواهند آورد . گرچه تا کنون بسیاری از آثار تاریخی این شهرستان توسط سودا گران تاریخ ایران به تاراج رفته و خواهد رفت .
این شهرستان : دارای ۲ شهر ، ۲ بخش و ۸ دهستان و ۸۲۸ آبادی با جمعیتی بالغ بر ۱۰۳ هزار نفرمی باشد از لحاظ تعیین حدود سیاسی شهربابک ازشمال به یزد و انار٬از جنوب به سیرجان٬ ازمشرق به رفسنجان ٬ از غرب به یزد و فارس محدود است و ارتفاع آن از سطح دریا ۱۸۴۵ متر می باشد . مساحت شهربابک را قبل از واگذاری هرات و مروست به یزد و راویز به رفسنجان در سال ۱۳۵۹ ۱۸۰۰۰ کیلومتر مربع و مساحت امروز شهربابک حدود ۱۳۰۰۰ کیلومتر مربع برآورد کرده اند که حدود ۴۰٪ مساحت منطقه را نواحی کوهستانی و ۶۰٪ بقیه را دشت ها و کویرها پوشانده اند . بخش های شهربابک عبارتند از بخش مرکزی و بخش دهج و دهستانهای کوهستانی عبارتند از خبر٬جوزم٬مدوارات ٬ پاقلعه٬میمند وسه دهستان استبرق٬خورسند٬و خاتون آباد در دشت واقع شده اند . شهربابک از شهرستانهای سردسیر استان کرمان می باشد که در ماههای آذر ٬دی و بهمن دارای حـداقل دما می باشد ودر ماههای خرداد٬تیر ٬ مرداد و شهریور دارای حداکثر دما می باشد . میزان کل بارندگی سالیانه ۱۶۰ میلی متر می باشد تقریبا بیش از نیمی از جمعیت شهرستان در مراکز شهری و بقیه در روستاها سکونت دارند. مردم شهربابک متدین ، انقلابی ، خونگرم ، صمیمی و با فرهنگ و مهربان و سخت کوشند تقدیم 367 شهید و ۷۵۵ جانباز و۵۳نفر آزاده و بیش از ۳۰۰۰ رزمنده در طول هشت سال دفاع مقدس همراه با جوانان علاقه مند به تحصیل ، وجود متخصصین تحصیل کرده و فرهیختگان بی شمار در رشته های گوناگون حکایت از هوش و استعداد سرشار شهربابکیها دارد . بطوریکه پزشکان و مهندسین شهربابکی در استان ودیگر نقاط کشورعزیزمان ایران از جایگاه عالی برخوردار می باشند .
قرار داشتن شهربابک بر سر جاده ترانزیت تهران بندرعباس و جاده ارتباطی شیراز و اصفهان و عبور خط آهن بافق بندرعباس از منطقه و با وجود معادن بزرگی مثل مس ، سرب و روی ، سیلیس ، نمک طعام ، سنگ آهن ، سنگهای ساختمانی ، براکس ، آلومینیوم ، منگنز و ... از نظر اقتصادی و سیاسی دارای ویژگی خاصی است . وجود مجتمع مس میدوک با ذخیره ای بالغ بر یکصدو هفتاد میلیون تن و کارخانجات عظیم ذوب مس خاتون آباد با تولید هشتاد هزار تن مس آند و کارخانه فرومولیبدن کرمان کارخانه شیر و لبنیات پاستوریزه وکارخانجات متعدد سنگبری حکایت از حرکت این شهرستان به سوی صنعتی شدن دارد .
شهربابک در زمانهای گذشته از لحاظ کشاورزی منطقه ای پر رونق بوده که متاسفانه به علت خشکیدن قنوات و خشکسالیهای پی در پی و اختصاص بخش عظیمی از آب سفرهای زیر زمینی شهربابک به صنعت مس و عدم توجه به شیوه های نوین کشاورزی از رونق چندانی برخوردار نیست . محصولاتی نظیر پسته ، بادام ، انگور از جمله تولیدات این بخش است و در بخش دام با عنایت به تعداد شیر از یک میلیون دام موجود محصولاتی همچون پنیر ، کشک ، روغن ،اسپار، پوست و پشم برخوردار است منطقه رباط و دشت خبر از جمله مناطق مرغوب کشاورزی شهرستان بشمار می روند که تمامی این مناطق به کاشت پسته اختصاص داده شده که مزه خوب و رنگ سبز مغز پسته شهربابک این محصول رادر بین محصولات دیگراستان متمایز ساخته و دارای طرفدارن بسیاری می باشد. همچنین نواحی کوهستانی شهربابک عمدتا به کاشت گردو و بادام و اخیرا به زعفران اختصاص داده شده و محصولاتی نظیر گلابی ٬ به سیب درختی ٬ انواع آلو و زرد آلو و .... از محصولات دیگر این مناطــق می باشد و درسطـــح شهـــر نیــز بــــــــه هر خانه ای که سر بزنید درختان انگور - انار و توت زینت بخش باغات و باغچه های منازل می باشد .
راههای ارتباطی شهربابک :
شهربابک در مسیر جاده ترانزیت تهران - بندرعباس قرار دارد . فاصله شهربابک به ترتیب تا کرمان ۲۴۰کیومتر تا یزد ۲۴۰کیلومتر تا سیرجان ۱۰۰ کیلومتر تا انار ۱۰۰کیلومتر تا بندر عباس ۴۱۴ کیلومتر و تا تهران ۹۲۰کیلومتر می باشد
فاصله شهربابک از مسیر جاده هرات تا اصفهان ۵۰۸ کیلومتر ٬شیراز ۴۰۸ کیلومتر ٬ هرات ۷۵ کیلومتر میباشد این مسیر که همان مسیر تاریخی شهربابک می باشد فاصله استان کرمان را به شیرازو اصفهان کوتاهتر نموده و بدلیل اینکه از مسیر روستا ها سر سبز و مزارع و باغات متعدد می گذرد وگردنه و جاده کوهستانی چندانی ندارد مورد توجه مسافران و شرکتها حمل ونقل قرار گرفته . این جاده که در واقع همان جاده تاریخی دوره ساسانی ( اصطخر - شهربابک ) بوده که در زمـــان قاجـــار بــه علــت نا امنی و حمله راهزنان از رونق افتاده بود اما هم اکنون با احداث بزرگراه شیراز - اصفهان این جاده رونق افزونی پیدا کرده . (این جاده در صفا شهر به اتوبان ذکر شده وصل میشود. ).هم اکنون نیز بزرگراه اصفهان سیرجان در حال احداث می باشد این بزرگراه از منطقه استبرق و رباط شهربابک می گذرد و کمتر از ۳۰کیلومتر با شهر فاصله دارد .
ارتباط هوایی: شهرستان شهربابک در حال حاضر فرودگاه ندارد وبرای سفرهای هوایی از فرودگاه سیرجان که در فاصله ۹۰ کیلومتری شهربابک قرار دارد استفاده میشود.
ارتباط ریلی : عبور راه آهن محور طلایی بندر عباس - تهران از فاصله ۵۰ کیلومتری شهرستان شهربابک ارتباط ریلی این شهرستان رابا تمام نقاط ایران برقرار ساخته .ایستگاه راه آهن خاتون آباد با ظرفیت مسافر ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر با امکانات ویژه در خدمت مردم می باشد . هم اکنون این ایستگاه قابلیت جابجایی مسافر را برای شهرهای تهران٬ بندر عباس٬ اصفهان ٬ مشهد و یزد را دارا می باشد.
Geographical location: 250km northwest of Kerman. It is restricted from north to Yazd province, from east to Rafsanjan, from south to Sirjan and from west to Yazd and Fars province.
Extent: ۱۳۰۰۰ km2
Population:۸۵۰۰۰
Climate: Semi-wild
Districts: Central
Economical activities: agriculture, animal husbandry handicraft, mine industry
products: almond, walnut, and pistachio
Mines: lead, copper, limestone, Brox, marble, silica
Handicrafts: carpet weaving
1- مساحت : 13000کیــلو متر مربع
2- جمعیت : قریب ۱۰۳۰۰۰ نفـــر(نرخ رشد ازسال 75 ="%1/1)
3- موقعیت : 55درجه و8دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ و30 درجه و8 دقیقه عرض شمالی
از شمال به بخش انار ازتوابع رفسنجان از مغرب به شهرستان خاتم از جنوب به شهرستان سیرجان از مغرب به سرچشمه ورفسنجان
4- آب وهوا : معتــــدل مایل به سرد
5- : تعدادبخش ونامها
1- بخش مرکزی 2- بخش دهج
6- تعداد روستا : 828 آبادی شامل:312روستادارای سکنه و516 آبادی خالی از سکنه وبهارنشین
7- زبان وگویش : فارسی
8- مذهب : شیعه اثنی عشر+فرقه اسماعیلیه
9- وضعیت معیشتی : کشاورزی ، دامداری، معادن وتعدادی سازمان وادارات
10- چشم اندازهای شهری : بیشتر انسانی فرهنگی است که قالب آثار تاریخی در بافت قدیم مشاهده می شود
11- تعداد بافت : دارای دو بافت:قدیم وجدید، نوع مساکن در بافت قدیم گنبدی وخشت گلی در بافت جدیداز مصالح مقاوم بر اساس اصول معماری
12- تعداد دانشگاه و مراکز آموزش عالی دولتی
واحد دانشگاه پیــــام نور: تاسیس 1384 بایک رشته تحصیــــلی جامعه شناسی —تعدادشاغلین به تحصیل 25 نفر
درس:بلـــوار هفتم تیر —دانشگاه پیام نور- تلفن: 02-03924229901
13- تعدادونام دانشگاه غیر دولتی
دانشگاه آزاد اسلامی —تعدادرشته 23 ( 6 رشته مقطع کارشناسی و17 رشته در مقطع کاردانی)- تعداددانشجو1200نفر آدرس: بلوار خلیج فارس- تلفن 4223200و6-4220005(0392) فاکس:4224040-0392
14- تعـــداد نشــــریه : 1 نشریه به نام((هفته نامه بابک زمین))که از نسبت استا ن عقب تر می باشدآدرس: خیابان امام- پاساژ بوعلی تلفن:4228888
15- مراکز مذهبی
126 باب مسجد (23شهری، 103 روستایی) حسینیه16باب ، حوزه علمیه اما جعفر صادق (ع)، امامزاده2مورد(پاچنار، روگوشوئیه)
16- مراکز بهداشتی درمانی
9 مرکز شامل 3مرکز شهری، 6 مرکز روستایی
17- تعدادبیمارستان
بیمارستان حضرت ولیعصـــر(عج) —آدرس : بلوار جهاد تلفن:4222186 -4222051
18- اماکن ورزشی
استادیوم ،سالن کشتی خاتون اباد، سالن خورسند،سالن دهج وتعدادی زمین خاکی
19- تعداد شورای اسلامی شهر
شورای شهر با5 نفرعضو، شهر دهج فاقد شورا است
20- تعداد شورای اسلامی روستاها
52 شورا وجمعا تعداد 168 نفر عضو
21- پیشینه تاریخی
منسوب به بابک پادشاه ساسانی که در ادوار گذشته به لحاظ موقعیت جغرافیایی تابعیت استانهای فارس ،یزد و کرمان راداشته است.
22- آثار تاریخی
روستای صخره ای میمند، عمارت موسی خانی،غار ایوب، آتشکده آذربغ ، مسجد شهر کهنه ، قلعه مهر اباد، قلعه مرج، قبرستانهای بهنوئیه وکهتوکرهاو....
23- قومیتها
ـــــــــ
24- سیمای منابع طبیعی
مساحت جنگلها 50000 هکتار با گونه غالب بادام کوهی مساحت مراتع 800000 هکتار با تیپ غالب درمنه
25- چشمه های آب گرم وسرد معدنی
ساریج ومدوا ر ، اباد زکریا ، آباد کلین مسینان گرم
26- گسـل
با روند شمال غربی —جنوب شرقی وطول تقریبی 270 کیلومتر
27- سوغاتی این شهرستان
فراورده های لبنی ، پسته ، نان محلی ( کرنون )
--------------------
داستان بابک و ساسان از زبان فردوسی
پاپَک پادشاه عظیم الشانی که اردشیر دخترزاده او بودو او را بدان سبب اردشیر بابکان گفتندی . (برهان ) . شاه عظیم بود که اردشیر را بدان بازخواندند. (فرهنگ اسدی چ اقبال ) (اوبهی ). نام پادشاه پارس ، نبسه دخترین او را اردشیر بابک خواندندی . (شرفنامه منیری ). نام پادشاه پارس که جد مادری اردشیربن ساسان است و به این جهت اردشیر را باو نسبت دهند و او پیش از سلطنت اردشیر حکمرانی داشته و شهربابک از بناهای اوست و هنوز در حوالی کرمان معمور است . (آنندراج ) (انجمن آرا). نام پادشاهی که اردشیر دخترزاده او بود. (غیاث ).نام پدر اردشیر ساسانی . (فرهنگ شاهنامه دکتر شفق ص 34). فردوسی داستان بابک و ساسان را چنین آورده است :
چو زو [ نرسی ] بگذری نامدار اردوان
خردمند و بارای و روشن روان
چو بنشست بهرام از اشکانیان
ببخشید گنجی بارزانیان
ورا خواندند اردوان بزرگ
که از میش بگسست چنگال گرگ
ورا بود شیراز تا اصفهان
که داننده خواندیش مرز مهان
باستخر بد بابک از دست اوی
که تنین خروشان بد از شست اوی
... چو دارا برزم اندرون کشته شد
همه دوده را روز برگشته شد
پسر بد مر او را یکی شادکام
خردمند و جنگی و ساسان بنام
پدر را بدان گونه چون کشته دید
سر بخت ایرانیان گشته دید
از آن لشکر روم بگریخت اوی
بدام بلا برنیاویخت اوی
به هندوستان در بزاری بمرد
ز ساسان یکی کودکی ماند خرد
برین همنشان تا چهارم پسر
همی نام ساسانش کردی پدر
شبانان بدندی و گر ساربان
همه ساله با درد و رنج گران
چو نزد شبانان بابک رسید
بدشت آمد و سرشبان را بدید
بدو گفت مزدورت آید بکار
که ایدر گذارد به بد روزگار
بپذرفت بدبخت را سرشبان
همی داشت با رنج روز و شبان
چو شد کارگرمرد آمد پسند
شبان سرشبان گشت بر گوسپند
شبی خفته بد بابک زودیاب
چنان دید روشن روانش بخواب
که ساسان به پیل ژیان برنشست
یکی تیغ هندی گرفته بدست
هر آن کس که آمد بر او فراز
بر او آفرین کرد و بردش نماز
زمین را بخوبی بیاراستی
دل تیره از غم بپیراستی
بدیگر شب اندر چو بابک بخفت
همی بود با مغزش اندیشه جفت
چنین دید در خواب کآتش پرست
سه آتش ببردی فروزان بدست
چو آذرگشسب و چو خراد و مهر
فروزان به کردار گردان سپهر
همه پیش ساسان فروزان بدی
به هر آتشی عود سوزان بدی
سربابک از خواب بیدار شد
روان و دلش پر ز تیمار شد
هر آن کس که در خواب دانا بدند
به هر دانشی بر توانا بدند
بایوان بابک شدند انجمن
بزرگان فرزانه و رای زن
چو بابک سخن برگشاد از نهفت
همه خواب یکسر بایشان بگفت
نهاده بدو گوش پاسخ سرای
پراندیشه شد زان سخن رهنمای
سرانجام گفت ای سرافراز شاه
بتاویل این کرد باید نگاه
کسی را که دیدی تو زینسان بخواب
بشاهی برآرد سر از آفتاب
ور ایدون که این خواب ازو بگذرد
پسر باشدش کز جهان برخورد
چو بابک شنید این سخن گشت شاد
براندازه شان یک بیک هدیه داد
بفرمود تا سرشبان از رمه
بر بابک آمد بروزدمه
بیامد شبان پیش او با گلیم
برو جامه پشمین و دل پر ز بیم
بپرداخت بابک ز بیگانه جای
بدر شد پرستنده و رهنمای
زساسان بپرسید و بنواختش
بر خویش نزدیک بنشاختش
بپرسیدش از گوهر و از نژاد
شبان زو بترسید و پاسخ نداد
وزان پس بدو گفت کای شهریار
شبان را بجان گر دهی زینهار
بگویم ز گوهرهمه هرچه هست
چو دستم بگیری به پیمان بدست
که با من نسازی بدی در جهان
نه در آشکارا نه اندر نهان
چو بشنید بابک زبان برگشاد
ز یزدان نیکی دهش کرد یاد
که بر تو نسازم بچیزی گزند
بدارمت شادان دل و ارجمند
ببابک چنین گفت از آن پس شبان
که من پور ساسانم ای پهلوان
نبیره جهاندار شاه اردشیر
که بهمنش خواند همی یاد گیر
سرافراز پور یل اسفندیار
ز گشتاسب اندر جهان یادگار
چو بشنید بابک فروریخت آب
از آن چشم روشن که او دید خواب
بدو گفت بابک به گرمابه شو
همی باش تا خلعت آرند نو
بیاورد پس جامه پهلوی
یکی اسب با آلت خسروی
یکی کاخ پرمایه او را بساخت
از آن سرشبانی سرش برفراخت
مر او را بدان کاخ در جای کرد
غلام و پرستنده برپای کرد
بهر آلتی سرفرازیش داد
هم از خواسته بی نیازیش داد
بدوداد پس دختر خویش را
پسندیده و افسر خویش را.
--------------------
حکومت بابک بر شهربابک
بابک پسر ساسان بود و ساسان نام مغی بود که در معبد الهه آناهیتا در استخر خدمت می کرد و گویا ساسان بنا به موقعیت مذهبی خود با زنی از خانواده بازرنگی ازداوج کرد که این ازداوج موقعیت او را مستحکم نمود ٬ چون از عهد سلوکیان در ایالت پارس چهار حاکم به حکومت مشغول بودند که یکی از خاندانهای معروف بازرنگی ها بودند و بر قسمت بزرگی از پارس تسلط داشتند .
پس از ساسان پسرش بابک جانشین او شد و چون بر مقام وموقعیتش افزوده شد از جانب اردوان پسر نرسی که از شاهان اشکانی بود و در دارابجرد سلطنت داشت به حکومت شهربابک منسوب گشت . بابک پس از به حکومت به سرعت به آبادانی آن مشغول شده چنانکه در آن برای خود قصری بر پا داشت و عنوان شاهی یافت . برخی از مورخین نوشته اند بابک حاکم استخر بود و لقب پادشاه داشت . گروه دیگری نیز گفته اند وی حاکــــــــم شهر کوچک « خیر» در نزدیکی اصطهبانات بود . اما آنچه آثار و متون تاریخی شهادت می دهند بابک ابتدا از جانب اردوان به حکومت شهربابک منسوب شد . چنانچه پسرش اردشیر بنا به شهادت مورخین در شهربا بک متولد و نشو و نما یافت .
و اما اردشیر پس از پدر به سرعت قلمرو حکومتی ساسانی را توسعه داد و با تسخیر اراضی مجاور چنان نیروند گشت که بزرگترین فرمانروای پارس را شکست داد و جانشین او شد که پس از این مرکز حکوکتی از شهربابک انتقال یافت .
منبع : کتاب تاریخ و فرهنگ شهربابک
--------------------
شهربابک به روایت تاریخ
تاریخ شهربابک قبل از اسلام به روایت کتابهای تاریخی
شهربابک یکی از شهر های تاریخی ایران است که بعضی ار تاریخ نویسان بنای آن را به اردشیر بابکان و بعضی دیگر ٬ به بابک – جد اردشیر – نسبت می دهند .
در تاریخ گزیده آمده است : اردشیر به جد مادری منسوب است و این بابک ٬ از قبل ( طایفه) اردوان حاکم فارس بود و شهربابک میان فارس و کرمان بدو منسوب است ( تاریخ گزیده ٬ حمدالله مستوفی ٬ص 102)
ناصرالدین منشی کرمانی در سمط العلی می نویسد :
اول عهد شاهان ساسانی و واسطه عقد ملوک ایران ٬ اردشیر بابکان است که از تخت گاه فارس سبیل نحجیر کردن ٬ به ناحیت شهربابک که هم معمار همت شاهانه اش انشاء احداث فرموده بود آمد . روزی چند جهت مطالعات مراتع ومروج و ریاض به مرغزار بردسیر خرامید و در حومه آن نشاط شکار فرمود
( سمط العلی ٬ ص 12 )
احمد علی خان وزیری در تاریخ کرمان آورده است :
شهربابک ٬ محل نشو و نمای اردشیر بابکان بوده . به این جهت در آبادانی این مملکت سعی بلیغ فرموده است ( تاریخ کرمان ) ص 268 )
شهربابک از شهرهای قدیمی ایران است و بنای آن را به بابک پدر اردشیر بابکان نسبت می دهند
( بامن به کرمان بیایید ٬ اسدالله خیر اندیش ص 115)
شهربابک به بابک – پدر اردشیر مؤسس ساسله سلاطین ساسانی – منسوب است و از توابع کرمان شمرده می شود ( جغرافیای تاریخی ایران باستان ص 631 )
چون نوبت سلطنت به اردشیر بابکان رسید از تختگاه فارس بر سبیل نحجیر کردن به ناحیت شهربابک که هم معمار همت شاهانه اش انشأ و احداث فرموده بود آمد و به سرزمین هایی که اکنون شاهجهان و گازرگاه معروف است و از آبی عظیم که منبع کوه سوسکان از قدیم الزمان منصب می شد ٬ مرغزار گشته بود و اسب گله خسروان را تابستان مراتع و علف زار آنجا بود رسید . آن موضع او را خوش آمد در حومه آن نشاط شکار فرمود و آن موضع را نحجیران نام نهاد و مدت یکسال در آن نواحی خیمه اقامت زد و به ارجا و انحای ممالک احکام مشتعل بر انفاذ کشاورزان و پیشه وران به طرف بردسیر صادر گردانید و گنبد گچ و قلعه شهر بنا فرمود و مردم را بر عمارت و باغ و اشادت قلاع و تحفیر انهار و تثمیر اشجار تحریص کرد ( جغرافیای حافظ ابرو٬ ص 12 )
شهربابک از بناهای بابک ساسانی است ( ریاض السیاحه حاجی زین العابدین شیروانی ٬ ص 536 )
بابک جد مادری اردشیر ساسان است – بابک در ابتدا حکمرانی داشته و شهربابک ار بناهای اوست ( جغرافیای تاریخی شهرهای ایران ص 41)
به طور کلی همه نویسندگان قدیم وجدید که به نوعی از شهربابک یاد کرده اند آن را به اردشیر بابکان منسوب دانسته اند و آنچه مسلم است در زمان ساسانیان شهربابک سرزمینی آباد و از رونق خوبی هم برخوردار بوده است .
منبع کتاب شهربابک سرزمین فیروزه
--------------------
تاریخ شهربابک
بیشتر مورخین بنای شهربابک را به بابک پدر اردشیر ساسانی نسبت می دهند . ولی اینکه از قبل نیز ابادی در این ملک بوده یا نه اطلاع دقیقی در دست نیست .
احمدعلی وزیری صاحب تاریخ کرمان می نویسد: ((…چون محل نشو و نمای اردشیر، شهر بابک کرمان بوده و به این جهت در ابادانی این مملکت سعی بلیغ میفرمود3.)) و در جایی دیگردرکتاب جغرافیای کرمان اورده است: ((…شهربابک از ابنیه بابک پدر مادر اردشیر بابکان است .که اول پادشاه طبقه ساسانیان بود و ملوک الطوایف رابرانداخت.درزمان ملوک الطوایف که اردوان پسرنرسی ازطبقه اشکانی دردارابجرد سلطنت داشت ، این شهر رابنانهاده ودارالحکومه قرار داد. و در اینجا دختر خود را به ساسان بداد و اردشیر متولد شد. واین شهر از همه شهرهای کرمان اقدم است.))
آنچه از مجموع اظهار نظر تاریخ نویسان بر می اید ، اوج عمران و ابادانی شهربابک دردوران حکومت ساسانیان بوده و اسامی قنوات ، دهات و روستاها مانند مهرگرد٬شمشیرگرد٬روزبه آباد٬بوذرجمهر ٬ کوشک مردان٬ و کوشک برزی و دیگر نامهایی که از دوران باستان به یادگار مانده و همه نامهای وزراء و سلاطین ایرانی دوران ساسانی را بر خود دارند و همچنین می توان به آثار و آتشکده ها و قصرهایی که در اطراف شهر باقی مانده اشاره کرد . نیز حکایت از همان زمان دارند . حتی اظهار نظر شواهد محلی نیز با نظر تاریخ نویسان هماهنگی دارد. مثلا درجنوب شهر بابک گود لشکر کش را محل جنگ معروف اردشیر ساسانی و اردوان پنجم میدانندکه به شکست اردوان میانجامد و باعث ایجاد سلسله ساسانی می گردد. اثار دیگری نیز وجود دارد که عمران و ابادانی این ولایت را به قبل از ساسانیان میرساند.از جمله روستای میمند ، معبد اوستا در کوه پیش اوستا و اتشکده اذربغ در کهتوکرهاو…
این شهر در زمان ظهور حضرت زرتشت شهری اباد بوده ودارای اتشکده بزرگ و مشهوری بوده است که اتش اتشکده یزد را از این اتشکده که بر روی تل خاکستر کنونی قرار داشته برده اند.خصوصاْ که بابک سمت روحانی هم در دین زرتشت داشته و از این تاریخ یعنی دوران حکومت بابک ٬ شهربابک مرکز دارالحکومتی ساسانی قرار گرفت و رونقی بسزا یافت و چون شاهان ساسانی پس از آبادانی هر شهری نام خود را بر آن می نهادند از این پس شهربابک بدین نام خوانده شد که هنوز هم باقی است .
در تاریخ مروج الذهب نوشته شده ، قباد پدرانوشیروان پس از کناره گیری از سلطنت برای عبادت به اتشکده شهربابک رفت و دو حکیم بزرگوار بنام بوذرجمهر و بزرگمهر برای دیدار او به شهربابک امدند ودو مزرعه بنامهای مهرجرد و بوذرجمهر و نیز دو قلعه (کوشک) مستحکم در دو طرف راه کرمان به فارس که در ان زمان از شهربابک میگذشته ، ساختند که در حال حاضر بنام کوشک مردان و کوشک بُرزی از اثار ان دو قلعه یاد میشود.
به استناد نوشته استاد باستانی پاریزی و شواهد دیگر: ((…اینکه سلسله ساسانیان شهربابکی بوده اند و ساسان رئیس قبیله ای از عشایر منطقه "خور" شهربابک یعنی مزرعه "مرائ خبر" بوده و پسرش بابک وقتی به صدارت میرسد ، در مرحله اول بر دو منطقه یزدو کرمان تسلط پیدا میکند و چون زادگاه پدرش ساسان موبد عشایر ، مرائ خبر بود ، در همان بدو ریاستش این شهر را که امروز شهربابک است و در حمله اسکندر مقدونی ویران شده بود ، مرمت میکند و از ان زمان است که شهر سمنکان ویران شده و بنام بابک نامگذاری وبه شهربابک مشهور گردیده است.))
به هر حال اثار و شواهد و دلائل ، حاکی از انست که سابقه تاریخی این شهر حتی به قبل از دوره ساسانیان نیز رسانیده شده است. و بنا به قولی این شهر نامش سمنکان بوده که فردوسی نیز از ان یاد کرده و مادر سهراب را دختر پادشاه سمنکان دانسته است.
تا حدودی می توان گفت که مطالب فوق از صحت برخوردار باشند زیرا دو عامل اصلی باعث از بین رفتن این اثار ارزشمند با توجه به وضعیت اقلیمی منطقه در شهربابک گردیده است :
الف ) هجوم اجانب قبل از اسلام و قبل از ساسانیان مانند حمله اسکندر مقدونی و بعد از اسلام هم مغول ، بنی امیه ، بنی عباس ، محمود افغان و . . .
ب) حوادث جوی مانند زلزله ها و بارانهای سیل آسا و طوفانهای سهمگین به واسطه آبرفتی بودن منطقه و . . .
نمای داخلی حسنیه میمند کنده شده در دل کوه
و اما در مورد نام و وجه تسمیه شهربابک
چنانکه گذشت چون حکومت شهربابک به بابک سپرده شده و وی به آبادانی آن همت گماشت نام خود را بر آن نهاد و شهربابک خوانده شد که امروز بسیاری از مورخین و محققان این نکته را تائید می کنند . مثلاْ علی اکبر دهخدا در لغت نامه خود می نویسد : شهربابک شهری است که به بابک پدر اردشیر مؤسس سلسله سلاطین ساسانی منسوب است و از توابع کرمان شمرده شده و هنوز باقی است . و یا حمدالله مستوفی در کتاب نزهةالقلوب خود می نویسد : شهربابک منسوب به بابــک جد مادری اردشیر بابکان بوده از اقا لیم سیمّ بوده و از شیراز تا شهربابک شصت و هفت فرسنگ است .
موقعیت شهربابک در دوران حکومت ساسانی
تا شود شاد شیده از بهرام شهربابک به شیده دادتمام
این بیت نظامی بیانگر شهرت و آوازه پر رونق شهربابک در آن زمان بوده است . شهری نیکو ٬ پر رونق و زیبا ٬ اما در اینجا این سؤال مطرح است که چرا شهربابک در موقعیت حکومتی آن زمان قابل توجه و اهمیت بوده و چرا بابک به حکومت آن منسوب شد؟
در این مورد باید بگوئیم که مادر بابک از خاندانهای قدرتمند حکومتی آن زمان بوده و شهربابک هم منطقه ای بود در مجاورت فارس مرکز حکومتی آن زمان و در گذرگاه و محل عبور فارس به کرمان و سیستان که در این گذرگاه منطقه ای آبادتر و کوتاهتر از شهربابک به فارس نبود ٬ بنا براین نرسی به سبب این موقعیت حکومت شهربابک را به بابک داد تا هم موقعیت خود را مستحکم کند و هم سرحدات و متصرفات خود را ایمن سازد ٬ زیرا بابک دارای موقعیت خوبی در میان روحانیون زرتشتی بود و پس از بابک نیز پسرش اردشیر از شهربابک به توسعه متصرفات خود پرداخت و کرمان را متصرف شد . با توجه به آنچه گفته شد شهربابک در روزگار ساسانی دارای موقعیت ویژه ارتباطی و تجاری در سرحدات فارس به کرمان و سیستان بود که علاوه بر اینها محل ییلاقی و شکارگاهی مناسب برای اعیان و شاهزادگان محسوب می شد . چنانکه بهرام گور پادشاه معروف ساسانی شکار گاهی در حوالی شهربابک داشته و امروزه در مجاور روستای استبرق محلی معروف به گود بهرام داریم که معروف است و بهرام در مجاورت همین منطقه یعنی سرحدات فارس و در قطروئیه که امروز از توابع نی ریز است دژی بزرگ داشته و امروز هم بقایای آن بنام قلعه بهرام معروف است .
مطالب بیان شده در مورد تاریخ شهربابک از کتاب استاد محترم منصور عزیزی در کتاب تاریخ وفرهنگ شهربابک می باشد و از آنجا که بدلیل کمبود فضا در وبلاگ نمی توانیم تاریخ شهربابک را در دوران بعد از حکومت ساسانیان بطور کامل بیان کنیم لذا علاقمندان می توانند به کتاب تاریخ و فرهنگ شهربابک و کتاب شهربابک سرزمین فیروزه از انتشارات مرکز کرمان شناسی مراجعه نمایند .انشاءالله بزودی در رابطه با تاریخ شهربابک مطالب بیشتری در اختیار شما قرار خواهد گرفت
سال شروع حکومت اولین حاکم نام ساسله
708 قبل از میلاد دیااکو مادها
550 قبل از میلاد کوروش هخامنشیان
250 قبل از میلاد اشک اشکانیان
224 میلادی اردشیر بابکان ساسانیان
1 خورشیدی معاویه امویان
92 خورشیدی السفاح عباسیان
165 خورشیدی طاهر طاهریان
219 خورشیدی یعقوب لیث صفاریان
238 خورشیدی نصر سامانیان
276 خورشیدی مرداویج آل زیار
280 خورشیدی رکن الدوله (حسن) آل بویه
358 خورشیدی کاکویه دیالمه
311 خورشیدی سبکتکین غزنویان
329 خورشیدی بغراخان آل افراسیاب
345 خورشیدی ابوعلی مأمون آل مأمون
389 خورشیدی طغرل سلجوقیان
450 خورشیدی قطب الدین محمد خوارزمشاهیان
503 خورشیدی محمد بن سوری غوریان
589 خورشیدی اوکتای قاآن ایلخانیان
676 خورشیدی امیر چوپان چوپانیان
696 خورشیدی شیخ حسن ایلخانیان
689 خورشیدی محمود شاه آل اینجو
696 خورشیدی امیر مبارزالدین مظفریان
612 خورشیدی امیر عزالدین عمر ملکوک کرت
698 خورشیدی خواجه عبدالرزاق سربداران
579 خورشیدی یراق حاجب قراختائیان
550 خورشیدی رکن الدین رسام اتابکان یزد
552 خورشیدی ابوطاهر اتابکان لرستان
503 خورشیدی مظفرالدین سنقر اتابکان فارس
441 خورشیدی عمادالدین زنگی اتابکان شام و دیار بکر
491 خورشیدی اتابک ایلدگز اتابکان آذربایجان و عراق
764 خورشیدی امیر تیمور تیموریان
769 خورشیدی قرامحمد قراقویونلو
769 خورشیدی قراعثمان آق قویونلو
865 خورشیدی شاه اسمعیل صفویه
1108 خورشیدی نادر افشاریه
1123 خورشیدی کریم خان زندیه
1160 خورشیدی آغامحمد خان قاجاریه
1302 خورشیدی رضا خان پهلوی
--------------------
معرفی بازیهای محلی شهرستان شهربابک
بازیها، نماد خلاقیت فردی و گروهی اقوام مختلف است. هر بازی، بخشی از یاد و یادگارهای کودکی و جوانی مردم را تشکیل میدهد. در شهربابک نیز بازیهای بسیاری از قدیم رایج بوده که برخی از آنها امروز از رونق افتاده است. و متاسفانه در حال فراموشی می باشد .
با تشکر از مدیریت محترم وبلاگ میمند جهت آشنایی شمــا عـــزبزان با این بازی ها ذیلا به معرفی آنها می پردازیم .
توجه : این بازیها بر اساس اطلاعات دریافتی و نظرات شما وکتابهای موجود ممکن است روزانه تغییر و کاملتر شود .
اسب بازی
اسب بازی از بازی های متداول در عروسی است. در بعضی مواقع نیز به صورت مسابقه این بازی را انجام می دهند که فرد اسب سوار باید بتواند در هنگام اسب سواری خم شود و اشیایی را از روی زمین بردارد.
*
انداختن قاشق
*
قاشق چندین رو داشت که هر طرف به عنوان یک اسم معرفی می شود. یک طرف شاه, یک طرف وزیر, یک طرف جلاد و یک طرف دزد. در هنگام انداختن اگر فردی دزد می شد، می بایست توسط شاه دستور بگیرد و توسط جلاد کتک بخورد. در روستای میمند این بازی بر روی قوطی کبریت امروزی نیز انجام میشود.
*
بیست و چهار خطو
این بازی بین دو نفر انجام می شود. ۲۴ دانه نخود و عدس را انتخاب کرده، ۱۲ دانه از یک نوع و ۱۲ دانه از نوع دیگر. در این بازی باید دانه های خود را طوری قرار بدهد که در یک ردیف قرار بگیرند و فرد مقابل یکی از دانه های خود را کنار می گذارد که به آن کشتن می گویند. این بازی با جابجا کردن دانه ها یک نفر برنده و یک نفر بازنده دارد و هر کدام از این دو نفر مبلغی را انتخاب کرده اند که برنده آن مبلغ پول را برده است.
*
پروپوچ
این بازی نیز از بازیهایی می باشد که چند نفر با هم می نشینند و دو تیم را تشکیل می دهند. دانهای که در دستانشان جابجا می گردد، گل نام دارد. هر تیم ممکن است ۳ نفر یا بیشتر باشدکه شامل ۶ دست می باشد و گل داخل یکی از این شش دست می باشد. در این بازی پوچ داریم، خالی بازی داریم و کف زدن داریم.
پوچ: یعنی تیم مقابل مطمئن استکه داخل یکی از دست ها گل وجود ندارد. بنابراین آن دست را پوچ میکند.
خالی بازی: وقتی تیم مقابل به دستان یک نفر شک نماید دستور خالی بازی را میدهد که فرد مقابل باید دست خالی را نشان دهد و دست پر را داخل دست خالی جابجا می نماید.
*
پشکل گودو
این بازی توسط دو نفر بر روی ۶ عدد چاله کوچک انجام می شد. این دو نفر در دو طرف چاله های کوچک قرار گرفته و هر کدام ۲۷ دانه پشکل در دست خود دارند. داخل هر چاله کوچک برای شروع بازی ۹ عدد پشکل می گذارند و بعد جهت عقربه های ساعت به نوبت یک مرتبه شخص سمت راست و یک مرتبه شخص سمت چپ ۹ دانه پشکل داخل چاله کوچک را برداشته و هم جهت عقربه های می چرخد و داخل هر کدام از این چاله ها یک دانه پشکل می اندازد. زمانی که چاله ها جفت شدند آن شخص دانه های پشکل را برده و در صورتی که سه تا شدند یک چشم برای خود ایجاد نموده و در پایان دانه ها را شمارش کرده هرکدام که بیشترین دانه پشکل را داشته باشد، آن شخص بازی را برده و این کار تا انتها ادامه پیدا می کند. یک نفر به عنوان بازنده و یک نفر به عنوان برنده مسابقه انتخاب می شود. کسی که برنده شده باید فرد بازنده را خاک پوفو بدهد. مثلا ۲۷ دانه را داخل یک چاله انداخته و مقداری خاک بر روی آن می ریزد، فرد بازنده باید با دهان پف( فوت) کند و آن خاک را از روی دانه ها بردارد تا به ۲۷ دانه پشکل دست یابد.
*
پل بازی
پل بازی به چند صورت متداول بوده است که به نام ارنشک برنشک مشهور میباشد:
پل خط، پل زو و یا پل گودو
پل خط: این بازی توسط دو تیم و یا دو نفر انجام می شد . برای شروع بازی یک دایره بر روی زمین ترسیم می نمودند و پس از قرعه کشی یک گروه شروع کننده بازی می شد و از مرکز دایره پل توسط یکی از اعضای گروه زده می شد در این روش : شخص بازی کننده پل را که یک چوب ۱۰ سانتی متری بود داخل دایره می انداخت و سپس با چوبی به طول ۱ متر که در درست داشت باید طوری روی پل ضربه می زد تا پل از روی زمین بلند و سپس در سریعترین زمان ممکن ضربه ای محکم به زیر چوب می زد که معمولا پل به فاصله ۶۰ و یا ۷۰ متری پرتاب می شد . در هنگام زدن ضربه چوب دستی نباید با زمین بر خورد می کرد اگر برخورد می کرد می گفتند کشال کرد و ضربه قابل قبول نبود . تیم مقابل می بایست پل رابا همکاری گروهی از همان فاصله پرتاب و یا به یکدیگر منتقل تا داخل دایره پرتاب شود . شخص داخل دایره هم مجاز بود با چوب و یا بدن خود مانع از افتادن چوب در داخل دایره شود . اگر چوب داخل دایره می افتاد تا زمانی که در حال حرکت بود شخص داخل دایره می توانست به آن ضربه و آنرا از دایره بیرون کند ولی اگر متوقف می شد حق ضربه زدن به پل را نداشت و این کار ادامه پیدا می کرد تا چوب داخل دایره بیفتد و آن فرد تعویض شود . در این بازی تمرکز و سرعت حرف اول را می زد .
*
*
پل گودو یا پل زو این بازی نمونهای از بازی قبلی می باشد برای شروع گروه شروع کننده بازی پل را بر رودی گودال کوچک و یا شیار قرار داده و پل را با چوب بالا انداخته و با همان چوب به صورت کشیدن زیر آن می زدند و چوبی که پل با آن پرتاب شده پهلو گودال قرار می دادند فرد و یا تیم مقابل اگر قبل از رسیدن چوب به زمین آنرا در هوا می چاقیدند ( می گرفتند) کلا بازی را می بردند و اگر موفق به اینکار نمی شدند می بایست پل را از همان جایی که روی زمین افتاده پرتاب کند تا به چوب برخورد کند و اگر به چوب برخورد می کرد فرد می سوخت ( می باخت )، و نفر بعدی تیم جای او را می گرفت . اگر پل به چوب نمی خورد شخص بازی کننده با چوب دستی باید روی پل ضربه می زد تا پل از زمین بلند و سپس با یک ضربه محکم زیر آن می زد فر د باید تا ۳ ضربه پل را بلند و پرتاب می کرد اگر در سه ضربه موفق نمی شد می باخت . اگر موفق می شد و با یک ضربه جانانه چنان زیر پل می زد که تا فاصله ۱۰۰ متری هم پل پرتاب می شد . یا کمتر که بسته به مهارت و قدرت جسمی فرد داشت . و بلافاصله به کنار گودال برگشته و چوب را کنار آن می گذاشت . فرد مقابل باید چوب را به روش اول پرتاب تا به چوب بخورد . اگر می خورد بازی را برده بود اگر نمی خورد شخص بازی کننده مجاز بود سه بار روی پل ضربه بزند و در هرمرحله که ضربه می زد اگر موفق می شد پل را از روی زمین بلند و سپس با چوب دستی محکم به آن ضربه می زد . و سپس فاصله پل رااز همان محلی که روی زمین افتاده بود تا گودال باهمان چوب دستی اندازه گیری می کردند . مثل روشی که پارچه فروش ها پارچه را گز می کنند . بر اساس توافق اولیه بازی اگر ۲۰ چوب ملاک زو دادن طرف مقابل بود باید در یک و یا چند نوبت بازی با شمردن فاصله بدست آمده به عدد ۲۰ می رسیدند . اگر موفق می شدند به عدد ۲۰ برسند تیم بازنده باید زو می کشید .
*
به این روش هریک از اعضای تیم برنده باید با یک دست پل را کمی به هوا انداخته و با چوب دستی به زیر آن می زدند طوری که مانع از افتادن چوب روی زمین شوند مثل بازی یک نفره با توپ پیک پنگ و سپس تعداد ضربه شمارش می شد . در پایان تعداد ضرباتی که هر فرد از تیم برنده بدست آورده بود با هم جمع می شد مثلا اگر مجموع ضربات ۱۰ می شد به تعداد ۱۰ بار با چوب دستی در یک مسیر مستقیم به پل ضربه می زدند . هر ضربه که زده می شد و ضربه بعدی از جایی زده می شد که چوب در اثر ضربه اول به زمین افتاده بود . گاها این مسیر به صدها متر می رسید. تیم مقابل هم اگر در زمان زدن ضربات موفق می شد پل را قبل از اینکه با زمین بر خورد کند در هوا بگیرد از زو کشیدن معاف می شد و گرنه باید از آخرین محلی که پل روی زمین افتاده بود تا محل زدن اولین ضربه که همان گودال بود زو می کشیدند . برای اینکار تیم بازنده به نوبت نفس خود را در سینه حبس و با گفتن کلمه زو (زووووو) با صدای بلند طوری یک لحظه هم مکث و یا قطع صدا نداشته با شد به سمت گودال می دویدند . و هرکجا فرد از نفس کم می آورد می ایستاد تا نفر دوم زو را ادامه دهد . این کار باید توسط تیم بازنده تا محل زدن ضربه اول انجام می شد و گرنه از همان فاصله ای که زو کشیدن متوقف می شد دوباره باید برا اساس ضربات جدید بدست آمده توسط تیم برنده به عقب رانده می شدند و ازنقطه جدید زو کشیدن را دوباره شروع می کردند که سرانجام پس از انجام کامل زو کشیدن تیم برنده با تیم بازنده جای خود را عوض می کردند .
*
تاب بازی
یکی از بازیهای دو نفره که بیشتر بین بچه ها رایج می باشد، تاب بازی است. شیوه کار به این شکل است که با یک تکه ریسمان و شاخ یک درخت به قطر ۱۰ الی ۱۵سانتیمتر می توان مقدمات بازی را فراهم کرد. ریسمان را دولا کرده به شاخ درخت می اندازیم. سپس دو سر آن را گره زده و یک شیء نرم مثل بالش داخل آن گذاشته یک نفر داخل تاب نشسته و نفر بعد کمی او را به طرف خود کشیده و او را به جلو رها کند تا این که نوبت عوض شود.
*
تفنگ بازی
این بازی فقط در مراسم خاص عروسی اجرا می شده است. چند نفر با تفنگی که در دست داشتند جلو درب حمام تا ساعتی که داماد از حمام بیرون می آمد، تیراندازی می کردند. این کار فقط به منظور با خبر کردن بقیه مردم و ایجاد تکاپو و جنجال بوده است.
*
چوب بازی
چند نفر که به این بازی وارد بودند، وارد میدان معرکه می شدند و بر روی چوب می چرخیدند تا اینکه از طرف مقابل کتک نخورند. در این بازی چنان ضربه می زدند که چوب به دو نیم می شد.
*
چوب چغلو (پرتاب کردن چوب )
این بازی بیشتر در مناطقی مانند میمند رایج بوده برای انجام این بازی یک چوب را در روی درب ورودی کیچه( کوچه) گذاشته و چند نفر از انتهای کیچه با چوب های کوچکی که در دست داشتند، می بایست طوری چوب را پرتاب کنند که به چوب اولی برخورد کند و هر مرحله تکرار می شود. در نتیجه باعث کسب امتیاز شده و در پایان برنده جایزه ای را که پول یا مواد غذایی بود، دریافت می کرد.
*
قاشق بازی
این بازی نبز شبیه به گردو بازی می باشد. به استخوان پاشنه پای گوسفند قاشق گفته می شود. ۶ نفر در این بازی فعالیت می کردند. هر کدام می بایست ۲ قاشق بنشانند. قاشق در امتداد یک خط نشانده شده و قاشق بزکوهی به عنوان تیر در نظر گرفته می شد. وقتی بازی شروع می شد، برد با کسی بود که بیشترین قاشق را بزند. بازی آنقدر ادامه یافته تا یک نفر تمام قاشق را برده و برنده شود.؟
*
غزغزو یا خز خزو ( سرسره بازی )
این بازی در مناطق کوهستانی بر روی سنگ های لعل و سبز و توسط بچه های بین ۹ تا ۱۵ سال انجام میشود. برای کاهش اصطکاک مقداری خاک بر روی سنگ ها می پاشند.
*
قل بازی ( بازی با سنگ ریزه کوچک حداکثر یک سانتی متری که در گویش محلی به هر سنگ یک قل می گقتند
قل بازی بر چند نوع است :
۵ تا و ۱۲ تا. ۵ قل حلال و حرام دارد.
1.
سنگ (قل) را کف دست گذاشته و بعد به بالا می اندازیم و پشت دست را زیر آنها گرفته تا اینکه چند تا از آنها بر پشت دست باقی می مانند. این تعداد اگر جفت بود، به بالا انداخته و به کف دست برمی گردانیم. در این صورت نصف آنها حلال است؛ یعنی آنها را برده ایم. این نصف را کنار می گذاریم و نصف دیگر را در بازی شریک می داریم. اگر طاق بود دوباره بر روی زمین برمی گردانیم و در این حالت یک دانه را به میل خود از روی زمین برمی داریم و سعی می کنیم که دانه های روی زمین را تا جای ممکن جفت جفت برچینیم که در این صورت نیز یکی حلال است؛ یعنی آنرا برده ایم و برای خود کنار می گذاریم و دیگری حرام است که دوباره باید آن را در بازی شریک بداریم و به همین ترتیب بازی می کنیم تا آنکه دانه ها (قل ها) تمام شود. درضمن هر نوبت که بازی کنیم و همه قل ها را ببریم، ۶ عدد از طرف مقابل برده ایم؛ یعنی ۶ دانه به طرف مقابل قرض داده ایم و از او طلبکاریم.
2.
بازی ۵ قل فقط با ۵ قل
شروع این بازی به این صورت است که ابتدا دو نفری که می خواهند با هم بازی کنند، قل ها را امتحان میکنند و یکی یکی آنها را در دست چیده و به هوا پرتاب می کنند (حدود ۲۰ سانتیمتر) و پشت دست را زیر آنها می گیرند تا ببینند چند تا از آنها بر روی دستشان می افتد، هر کس که قل های پشت دستش بیشتر بود بازی را شروع می کند و در مرحله اول قل ها را به زمین می ریزد و آنها را یکی یکی بر می چیند، مرحله دوم دوتا دوتا به دستور طرف مقابل، مرحله سوم باید سه تا را با هم و دیگری را تک برچیند (یکی از آنها نیز که داخل دستش است باید با آن دانه های روی زمین را برچیند. ). مرحله چهارم باید یکی را در دست گرفته و چهار قل روی زمین را با هم برچیند. مراحل بعدی از این قرار است: ناخنک، پمپ، تخم گذاشتن و عوض کردن آنها،کرنو، لانه مرغی، سفره پهن کردن و … که در ضمن خوب است این مراحل را دیگر در حین عملی بازی کردن مشاهده کنیم تا برایمان جا بیفتد که به چه صورت است و در آخر که همه مراحلش را بازی کردیم، دوباره آنها را پشت دست رها می کنیم به هر تعداد قلی که پشت دست افتاد ۹ عدد دیگر اضافه میکنیم و می گوییم که این قدر برده ایم؛ مثلاٌ اگر سه قل از پنج قل پشت دست ما افتاد می گوییم سی تا برده ایم ۳۰=۳+۲۷=۹*۳ و طرف مقابل نیز باید همه این مراحل را طی کند و در آخر ببینیم چند عدد برپشت دستش افتاده است و با هم مقایسه می کنیم، هر کدام هر قدر که بیشتر برده اند از طرف مقابل طلبکار است و بازنده باید در مرحله بعدی جبران کند.
*
کلاس بازی
این بازی توسط دو نفر صورت می گرفت. یک شش خانه( مستطیلی که از ۶ مربع مساوی تشکیل شده بود ) بر روی زمین ترسیم کرده و یک سنگ کوچک را در جلو پا قرا ر می دادند. هر فرد می بایست روی یک پا حرکت کند و با زدن ضربه با همان یک پا به سنگ آنرا از خانه اول تا خانه ششم عبور دهد به طوری که سنگ بر روی خطوط قرار نگیرد و فرد از پای دوم خود هم استفاده نکند و این کار را باید تا پایان انجام دهند اگر موفق به انجام کامل بازی می شدند در لبه خط می ایستاند و با پرتاب سنگ در کلاس اقدام به خرید یکی از شش خانه کلاس می کردند . طرف مقابل حق ورود به کلاس خریداری شده را نداشت و باید در هنگام بازی از روی ان می پرید . هر فرد خانه بیشتری می خرید برنده بازی بود این بازی در سنین ۵ الی ۲۰ سال رواج بیشتری داشته است
*
کو کو کلاه بردار
در این بازیکه به کوکو بازی هم معروف بود و در میان مردان و جوانان انجام می شد بدین روش که ابتدا یک دایره بزرگ به قطر ۱۰ الی ۱۵ متر روی زمین می کشیدند . افراد شرکت کننده در بازی به دو گروه تقسیم و سپس یک گروه از شرکت کنندگان کلاه بر سر گذاشته و داخل دایره قرار می گرفتند و گروه دیگر در خارج از دایره در اطراف آن به بازی می پرداختند و دور دایره می چرخیدند . یعنی سعی می کردند کلاه مردان داخل دایره را بر دارند تا بازی را ببرند . اگر یکی از مردان خارج دایره موفق می شد کلاه یکی از مردان داخل دایره را بردارد می گریخت و سعی میکرد خود را به محلی برساند که به آن توس ( و به ضمه) می گفتند و معمولا در فاصله ۵۰متری دایره قرار داشت برای اینکار افراد دیگر او را یاری می کردند یعنی اگر فردی از افراد داخل دایره می خواست او را تعقیب و کلاه را از او بگیرد یاران او کلاه را گرفته و به توس می رساندند .تا برنده شوند . وگرنه بردی در کار نبود . افراد داخل دایره هم سعی می کردند با ضربات پا مانع از نفوذ افراد به داخل دایره شوند و چنانچه فردی از تیم مقابل بوسیله ضربه پای افراد داخل دایره مورد هدف قرار می گرفت بازنده و از دور بازی خارج می شد .
*
گردو بازی
گردو بازی در شهر و اکثر روستا های شهربابک مانند میمند رایج بوده و این بازی بصورت دو نفره و یا گروهی انجام می شد و فصل بازی آن از یکماه قبل از عید شروع و تا یکماه بعداز عید ادامه می یافت
شیوه بازی: ادامه دارد ..........
*
گوتی بالو ( بازی چوگان )
این بازی توسط چند نفر در دو تیم صورت می گرفت و روی میدان شامل پی, روکش و تی بالا می باشد.
شروع بازی: یک تیم بر روی تی بالا توپ را با چوب به تیم بعدی پرتاب می کنند و هر فرد ۳ ضربه دارد که ضربه سوم می بایست خود را به پی برساند و گرنه در مرحله بعدی نمی تواند بازی نماید. این بازی در سنین ۱۵ تا ۴۰ سال رواج دارد.
*
هنگال هنگی ( الاکلنگ )
یک چوب را داخل فاق قرار می دهند و دو نفر در دو سرچوب به پایین و بالا حرکت می کنند
موقعیت جغرافیایی شهرستان شهربابک
شهرستان شهربابک در غربی ترین نقطه استان کرمان و در همسایگی استانهای یزد و فارس و در 55 درجه و 8 دقیقه طول شرقی و در 30 درجه و7 دقیقه عرض شمالی واقع گردیده است.
این شهرستان از شمال به استان یزد ، از جنوب به شهرستان سیرجان ، از شرق به رفسنجان و از غرب به استان فارس و یزد محدود است. مساحت ان در حال حاضر 12524 کیلومتر مربع است.
شهر بابک امروز در حاشیه راه استراتژیک کشور های میانه و جمهوری اسلامی ایران به دریای آزاد ( خلیج فارس و در یای عمان ) قرار دارد. جاده ترانزیتی تهران بندر عباس بعد از یزد به انار و از آنجا از طریق شهر بابک به سیرجان و بندر متصل می شود.
این شهرستان از سه مسیر با کرمان ( مرکز استان ) ارتباط دارد.
1 – مسیر کرمان ، بردسیر، سیرجان ، خاتون اباد ، شهربابک ، طول این مسیر 280 کیلومتر و از نظر تردد به ویژه در فصول سرد و یخبندان سال با مشکل چندانی مواجه نیست.
2 – مسیر کرمان ، رفسنجان ، سرچشمه ، شهر بابک ، طول این مسیر 240 کیلومتر است ولی علیرغم کوتاهی مسیردر فصول سرد سال به علت وجود گردنه های مرتفع و برفگیر حوالی سرچشمه گاهی با مشکلاتی مواجه است.
3 – مسیر کرمان ، رفسنجان ، انار، شهر بابک ، طول این مسیر 295کیلومتر است و از نظر تردد در فصول یخبندان به علت گذر از گردنه های جوزم ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد ولی به دلیل عبور جاده ترانزیتی تهران بندر از این گردنه ها این مشکل چندان قابل ملاحظه نیست.
نظرات ()